غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
444
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تايسى و صبران عنان يكران بازنكشيد و منغلاى لشكر او كه سركردهء ايشان ايلتغمش اوغلان بود بزرنوق رسيد و صاحبقران گيتىستان از طغيان مخالفان خبر يافته با وجود شدت برودت هوا و كثرت برف و باران و سرما متوجه دفع ايشان شده صباحى كه خورشيد خنجر گذار اعلام زرنگار برافراخته متوجه مواكب كواكب بود بيك ناگاه بر سر ايلتغمش و لشگر توقتمش راند و ايلتغمش مجال قتال و جدال نيافته هزيمت غنيمت دانست و جنود ظفر ورود او را تعاقب نموده بسيارى از اوزبكان به تيغ بيدريغ بگذرانيدند و بعضى از ايشان از بيم تيغ آتشفشان خود را در آب خجند انداخته خاك وجودشان بباد فنا نابود شد و حضرت صاحبقران از آن منزل معاودت فرموده در ماه صفر سنه 791 در منزل اقار فرود آمد و چون از فر طلعت سلطان فروردين و هجوم سپاه سبزه و رياحين لشگر سرما از فضاء صحرا و بساتين رخت هزيمت بر بست در ماه ربيع الاول سال مذكور موافق اوايل ئيلانئيل حضرت صاحب قران نوبت ديگر بر زين ملكستانى شست و بر آب سيحون پل بسته و عبور نموده تيمور قتلغ اوغلان و سونجك بهادر و عثمان بهادر را برسم منغلاى پيش فرستاد و ايشان شبيخون بر مقدمهء سپاه توقتمش زده ع بكشتند ايشان فزون از شمار و بقية السيف بلطايف الحيل خود را به توقتمش خان رسانيده و كيفيت حال معروض گردانيده اقدام ثبات و قرارش سمت تزلزل پذيرفت و با وجود لشگرى در غايت كثرت و وفور استعداد و ابهت عنان عزيمت بصوب هزيمت منعطف ساخته راه دشت قبچاق پيش گرفت و امير تيمور گوركان بر فرار مخالفان اطلاع يافته عنان بتكاميشى ايشان تافت و قراول سپاه منصور بجغد اول توقتمش خان رسيده جمعى كثير از ايشان را بقتل رسانيدند و سالما غانما بازگشته در اثناء طى بيابان بقهء درخان كه با صد خانهوار نشسته بود دوچار خوردند و او را گرفته در موضع آقسوما بدرگاه پادشاه مظفر لوا رسانيدند و امير تيمور گوركان از آنجا كوچ فرموده موضع آل قشون معسكر همايون گشت و در آن منزل خبر رسيد كه حاجى بيك جونى قربانى كه از حضرت صاحبقرانى تربيت يافته بود و در قلعهء طوس حكومت مينمود و ملوك سربدار كه به حكم اميرزاده ميران شاك حاكم سبزوار بودند ياغى شدهاند و بواسطهء شآمت افعال ايشان ديار خراسان پرفتنه و آشوبست و صاحبقران والانژاد اميرزاده ميران شاه راجهة دفع شر آنجماعت بصوب خراسان فرستاد و شاهزاده همعنان ظفر و اقبال رايت نهضت برافراخته چون بسمرقند رسيد بنا بر ملاحظهء ماده فساد خراسانيان ملك پير محمد ولد ملك غياث الدين پير على را با دو پسرش زين العابدين و محمود شربت شهادت چشانيد آنگاه از آب آمويه گذشته باتفاق والى هرات امير اقبوغا متوجه دشمنان شده مهم ايشان را بر طبق دلخواه دوستان ساخت و ملوك سربدار و حاجى بيك فرار برقرار اختيار كرده حاجى بيك به دست سادات هزار جريب گرفتار گشت و مقيد بدرگاه عالمپناه رسيده كشته شد و امير زاده ميرانشاه بعد از فتوح طوس قرب دههزار كس از مردم انجائى بقتل رسانيد و دود از دودمان اهل ناموس برآورده حكومت آن ويرانه را بپهلوان با يزيد عسس كه در زندان